فرهنگستان زبان و ادب
{anaerobic culture} [زیست شناسی-میکرب شناسی] کشت در شرایط بی هوازی و در غیاب اکسیژن
{anaerobic culture} [زیست شناسی-میکرب شناسی] کشت در شرایط بی هوازی و در غیاب اکسیژن
کشت در شرایط بیهوازی و در غیاب اکسیژن.
💡 به خود میگفت کشت این ماهتابم که شب رفت و نیامد آفتابم
💡 به قتلم حاجت تیر و کمان نیست خم ابرو و مژگانت مرا کشت
💡 بایران برادرت را او کشید بجیحون گذر کرد و کشتی ندید
💡 خورم گفتی غم تو تو بزی شاد مرا غم کشت و غمخواری نکردی
💡 ز ناگاه کشتی ز باد بلا بپیچید و شد در دم اژدها